محمد باقر شريعتى سبزوارى

254

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

چيزى طبيعت را به سوى مقصد كمك مىكند كه تمايل حيوان را نيز ارضا مىكند . حالا بايد بدانيم آيا كدام‌يك از اين دو قسمت تابع است و كدام‌يك متبوع ؟ يعنى آيا وجود اين تمايلات و غرايز و انديشه‌ها براى رسيدن طبيعت است به مقصد و هدف خويش يا آن‌كه دستگاه طبيعت براى اين به وجود آمده كه تمايلات مخصوصى را در حيوان ارضا كند و اين انديشه‌ها و آرزوها و تمنيات را در او پديد آورد ؟ همان‌طورى كه در متن بيان شده : « آيا اصالت و هستى حقيقى از آنِ كدام‌يك از اين دو مرحله بوده و كدام‌يك از آن‌ها مستقل و متبوع و كدام‌يك مستمند و طفيلى ديگرى خواهد بود ؟ » . مطالعهء زندگى حيوانات خصوصاً با توجه به « اصل انطباق با احتياجات » ، كه در مقدّمهء اين مقاله گفته شد ، روشن مىكند كه نفسانيات حيوان ، يعنى تمايلات و احساسات و انديشه‌هاى ناشى از آن‌ها كه اين مقاله آن‌ها را « انديشه‌هاى اعتبارى » نام نهاده تابع و طفيلى هستند و به منزلهء ابزارى هستند كه طبيعت آن‌ها را براى رسيدن به هدف و مقصد خويش ساخته است . هنگامىكه با نظرى دقيق‌تر مطالعه كنيم خواهيم ديد كه در حيوان نيرويى هست كه موجبات بقاى او را فراهم مىسازد و او را به جانب كمال فرد يا نوع سوق مىدهد و هر يك از جهازات بدنى كه ما از آن‌ها به اعضا و جوارح تعبير مىكنيم و هر يك از جهازات روحى از تمايلات و غرايز و انديشه‌هاى ناشى از آن‌ها ابزارهايى هستند كه به حسب اقتضاى محيطها و شرايط ظروف و احوال ، حيوان آن‌ها را به كار مىبرد و از آن‌ها استفاده مىكند و همواره تغيير محيط و تغيير احتياجات حيوان ، خواه ناخواه به « حكم قانون انطباق با محيط » از طرفى در وضع تجهيزات بدنى و از طرفى در وضع تجهيزات روحى وى موجب تغييرات متناسبى مىشود . و البته ، همان‌طورى كه در مقدّمهء اين مقاله گذشت ، از نظر حيوان‌شناسى تجربى نمىتوان عامل اصلى اين تطبيق را تعيين نمود و هر دسته‌اى مطابق مشرب فلسفى خود نظريه‌اى داده‌اند « 1 » و هم نمىتوان حدود اين تطبيقات را دقيقاً تعيين نمود ، يعنى نمىتوان

--> ( 1 ) . ر . ك : مقدّمهء شهيد مطهرى بر اين مقاله